
هرچه کمترشودفروغ حیات
رنج راجانگدازتربینی
سوی مغرب چو روکندخورشید
سایه هارادرازتربینی رهی معیری
....Have a Good and Long Life
چندقورباغه ازجنگلی عبورمیکردندکه ناگهان دوتاازآنهابه داخل گودال عمیقی افتادند
،بقیه قورباغه هادرکنارگودال جمع شدندووقتی دیدندگودال چقدرعمیق است به
دوقورباغه دیگرگفتندکه دیگرچاره ای نیست وشماخواهیدمرد. دوقورباغه این حرفهارا
نادیده گرفتندوباتمام توانشان کوشیدندکه ازگودال بیرون بپرند ،
اماقورباغه های دیگردائماً به آنهامیگفتندکه دست ازتلاش برداریدچون نمیتوانید
ازگودال خارج شوید به زودی خواهید مرد، یکی ازدوقورباغه تسلیم گفته های
دیگرقورباغه هاشدودست ازتلاش برداشت اوبی درنگ به داخل
گودال پرتاب شدومرداماقورباغه دیگرباحداکثرتوانش برای بیرون آمدن
ازگودال تلاش میکرد ، بقیه قورباغه هافریادمیزدندکه دست ازتلاش بردار،
امااوباتوان بیشتری تلاش کردوسرانجام ازگودال خارج شد
وقتی ازگودال بیرون آمدبقیه قورباغه هاازاوپرسیدندمگرتوحرفهای مارانشنیدی؟
معلوم شدکه قورباغه ناشنواست ....درواقع اوتمام مدت فکرمیکرده
که دیگران اوراتشویق میکنند!!

ملكا ذكر تو گویم كه تو پاكی و خدایی
نروم جز به همان ره كه توام راهنمائی
همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم كه به توحید سزائی
تو زن و جفت نداری، تو خور و خفت نداری
احد بیزن و جفتی، ملك كامروایی
نه نیازت به ولادت، نه به فرزندیت حاجت
تو جلیل الجبروتی، تونصیر الامرایی
تو حكیمی، تو عظیمی، تو كریمی، تو رحیمی
تو نماینده فضلی، تو سزاوار ثنائی
بری از رنج و گدازی، بری از درد ونیازی
بری از بیم و امیدی، بری از چون و چرائی
بری از خوردن و خفتن،بری از شرك و شبیهی
بری از صورت و رنگی، بری از عیب و خطائی
نتوان وصف تو گفتن كه تودر فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن كه تو در وهم نیایی
نبُد این خلق و تو بودی، نبود خلق و تو باشی
نه بجنبی نه بگردی، نه بكاهی نه فزایی
همه عزی و جلالی، همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی
همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی
همه بیشی تو بكاهی، همه كمّی تو فزایی
احدٌ لیس كمثله، صمدٌ لیس له ضدّ
لِمَنْ المُلك تو گویی كه مرآن را تو سزایی
لب و دندان «سنائی» همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی (سنایی غزنوی)
در کلاس روزگار
درسهای گونه گونه هست
درس دست یافتن به آب و نان
درس زیستن کنار این و آن
درس مهر
درس قهر
درس آشنا شدن
درس با سرشک غم ز هم جدا شدن
در کنار این معلمان و درسها
در کنار نمره های صفر و نمره های بیست
یک معلم بزرگ نیز
در تمام لحظه ها تمام عمر
در کلاس هست و در کلاس نیست نام اوست : مرگ و آنچه را که درس می دهد
زندگی است (فریدون مشیری)
گاهی زندگی تبدیل به پاییز خزان زده ای می شود و بعد از آن زمستانی یخبندان و طولانی!
ولی آیا تا به حال دیده ای که بهار بمیرد و هرگز نیاید؟
پس هر خزانی را به امید بهارش سپری کن
پی نوشت:
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمارشاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . .
تاریکترین ساعت شب درست ساعتی قبل ازطلوع خورشیداست،پس همیشه امیدداشته باش..
![]()
1- ثروت ، بدون زحمت
2- لذت، بدون وجدان
3- دانش، بدون شخصيت
4- تجارت، بدون اخلاق
5- علم، بدون انسانيت
6- عبادت، بدون ايثار
7- سياست، بدون شرافت
اين هفت مورد را گاندي تنها چند روز پيش از مرگش بر روي يک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد اعتقاد بر اين است که وي اين موارد را در جست و جوي خود براي يافتن ريشه هاي خشونت شناسايي کرد. در نظر گرفتن اين موارد، بهترين راه جلوگيري از بروز خشونت در يک فرد و يا جامعه است،خشونتي که آن را "خشونت پنهان" مي نامند.
باتشکر![]()
اسکندر مقدونی درسن سی و سه سالگی در گذشت روزی که او این جهان را ترک میکرد می خواست یک روز دیگر هم زنده بماند-فقط یک روز دیگر- تا بتواند مادرش را ببیندآن 24 ساعت فاصله ای بود که باید طی می کرد تا به پایتختش برسداسکندر از راه هند به یونان بر می گشت و به مادرش قول داده بود وقتی که تمام دنیا را به تصرف خود درآورد باز خواهد گشت و تمام دنیا را یکپارچـه به او هدیه خواهد داد بنابراین اسکندر از پزشکانش خواست تا 24 ساعت مهلت برای او فراهم کنند و مرگش را به تعویق اندازندپزشکان پاسخ دادند که کاری از دستشان بر نمی آید و گفتند که او بیش از چـند دقیقه قادر به ادامه زندگی نخواهد بوداسکندر گفت:"من حاضرم نیمی از تمام پادشاهی خود را یعنی نیمی از دنیا را در ازای فقط 24 ساعت بدهم"آنها گفتند:"اگر همهء دنیا را هم که از آن شماست بدهید ما نمی توانیم کاری برای نجاتتان صورت بدهیم امری غیر ممکن است"آن لحظه بود که اسکندر بیهوده بودن تمامی کوششهایش را عمیقا" درک کردبا تمام داراییش که کل دنیا بود نتوانست حتی 24 ساعت را بخرد،سی و سه سال از عمرش را به هدر داده بود برای تصاحب چـیزی که با آن حتی قادر به خریدن 24 ساعت هم نبودمتوجه شد که به خاطر این دنیای واهی باید با نومیدی و محرومیت کامل جهان را ترک کندتمام مردان جاه طلب با نا امیدی از دنیا می روند.!!!! (بزرگی میگه: بهترین دوران زندگی خویش را به سرعت، بخاطر سودی که هر لحظه ممکن است تبدیل به ضرر شود از دست میدهیم زمانی روحمان آگاه میشود که جسممان را در گورمیگذارند!)
?What's your opinion
می خروشد دریا
هیچ کس نیست به ساحل پیدا
لکه ای نیست به دریا تاریک
که شود قایق
اگر اید نزدیک
مانده بر ساحل
قایقی ریخته شب بر سر او
پیکرش را ز رهی ناروشن
برده درتلخی ادراک فرو
هیچ کس نیست که آید از راه
و به آب افکندش
و در این وقت که هر کوهه ی آب
حرف با گوش نهان می زندش
موجی آشفته فرا می رسد
از راه که گوید با ما
قصه یک شب طوفانی را
رفته بود آن شب ماهی گیر
تا بگیرد از آب
آنچه پیوندی داشت
با خیالی درخواب
صبح آن شب که به دریا موجی
تن نمی کوفت به موجی دیگر
چشم ماهی گیران دید
قایقی را به ره آب که داشت
بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر
پس کشاندند سوی ساحل خواب آلودش
به همان جای که هست
در همین لحظه غمناک به جا
و به نزدیکی او
می خروشد دریا
وز ره دور فرا میرسد آن موج که می گوید باز
از شبی طوفانی
داستانی نه دراز - (سهراب سپهری)
مرد از فرشته ای پرسید، شما چكار می كنید؟ فرشته در حالی كه داشت نامه ای را باز می كرد،گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد كمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید كه كاغذهایی را داخل پاكت میگذارند و آن ها را توسط پیك هائی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شما ها چكار می كنید؟
یكی از فرشتگان با عجله گفت:این جا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمتهای خداوندی را برای بندگان می فرستیم
مرد كمی جلوتر رفت و دید یك فرشته ای بیكار نشسته است
مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیكارید؟
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است . مردمی كه دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار كمی جواب می دهند زیرا دعاهایشان از راه های دیگری غیر از راه هایی که میدانستند و میخواستند مستجاب شده و فکر میکنند خودشان عامل و باعث رسیدن به خواسته خود شده اند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط كافی است بگویند: خدایا شكر
سپاس خداوند را به خاطر نعمتهای بیشمارش
بيان مهمترين تاكتيكهاي يك زندگي موفق كه ميتواند تحولي شگرف در زندگي ايجاد نمايد، در قالب 7 تاكتيك راهبردي خلاصه میشود، انسانهاي هدفمند و موفق همواره دنبال راهكارهايي ميگردند تا با سرعت و كيفيت بيشتري اهدافشان را محقق و زندگي زيبايي را براي خود و اطرافيانشان مهيا نمايند. هدفگذاري و برنامهريزي لازمه يك زندگي موفق و با نشاط است و افرادي كه به دنبال خوشبختي و سعادت ميگردند قطعاً بايد براي رسيدن به اين نعمت بيكران، هدفمند و باانگيزه حركت كنند. آرامش و نشاط از اهداف متعالي يك زندگي موفق است كه براي رسيدن به آن ميبايست تاكتيكها و راهكارهاي معيني را تدوين و براساس آن يك زندگي آرام و با نشاط را ايجاد نمود. در اين مقاله مهمترين تاكتيكهاي يك زندگي موفق كه ميتواند تحولي شگرف در زندگي شما ايجاد نمايد را در قالب 7 تاكتيك راهبردي بيان خواهيم كرد.
1 - ذهن را
سرشار از موفقيت و پيروزي نماييم
انسانهايي در صحنه زندگي و كار موفق و پيروز خواهند شد كه در ابتدا اين موفقيت و
پيروزي را در ذهن خود ترسيم كرده و با تصويري كاملاً روشن و شفاف به سمت تحقق
اهدافشان حركت نمايند و اطمينان داشته باشند كه پيروز خواهند شد. آنچه را كه ذهن
بتواند تصور و باور كند قابل دستيابي است به شرطي كه با ذهنيتي همواره مثبت توأم
باشد و افكار منفي آن را مخدوش نكند، پس بياييم مسير زندگي خود را بر مبناي
باورهاي مثبت و يك روحيه عالي طراحي كرده و با اميد زيباتر شدن زندگي خود و
اطرافيانمان از فرصتهاي طلايي زندگي نهايت استفاده را نماييم.
2 - ديگران را
ببخشيم و با آنها مهربان باشيم
بخشش و مهرباني از صفات زيباي خداي متعال است و انسانهايي كه با چنين خصوصيتي در
صحنه زندگي حضور دارند، در واقع آرامش عميقي را براي خود مهيا ميسازند؛ چرا كه
وقتي انساني از بخشش ديگران امتناع كند در واقع ترجيح ميدهد در غم و غصههاي
گذشته باقي بماند و همواره كينه ديگران را در دل داشته باشد. عفوكردن ديگران در
واقع لذت بردن از زمان حال و خلق آيندهاي زيباست. وقتي كه ما با ديگران مهربان
باشيم و به راحتي آنها را ببخشيم، آنها نيز تغيير كرده و رفتار خود را تصحيح مينمايند؛
پس انتخاب هميشه با ماست كه مهار زندگي خود را به دست بگيريم و در حال زندگي كنيم
و يا اينكه خود را در لجاجتها و پريشانيهاي گذشته زنجير كنيم.
3 - انتظار
قدرداني و سپاسگزاري نداشته باشيم
در يك زندگي موفق ميبايست همواره انديشه از خود گذشتن و ايثار كردن جاري باشد ولي
در قبال كارهايمان نبايد انتظار قدرداني و سپاسگزاري از ديگران را داشته باشيم.
يادمان باشد كه حضرت مسيح عليهالسلام در يك روز 10مريض را شفا دادند ولي فقط يك
مريض از ايشان تشكر كرد. اگر انديشه ما لذت بردن از كمك به ديگران باشد، ديگر به
دنبال لذت تشكر و قدرداني نميرويم و بدانيم كه در اين عالم چيزي محو و نابود نميشود
چرا كه اگر امروز شما خدمتي به ديگران انجام دهيد، در زماني ديگر اين محبت به
بهترين شكل به شما برميگردد.
4 - هميشه
شكرگزار باشيم
انسانهايي كه به داشتههايشان فكر ميكنند، آرامش و نشاطي نصيبشان خواهد شد كه
پيوسته باعث افزايش اين نعمتها در زندگيشان ميشود. اما در مقابل افرادي كه
همواره به نداشتههايشان ميانديشند آنچنان اضطراب و استرسي به همراه دارند كه هر روز
وضعيتشان نسبت به روز قبل بدتر خواهد شد. شكرگزاري به درگاه خداي مهربان نه تنها
از ديدگاه اعتقادي قابل تحسين است بلكه از نظر علمي نيز اثبات گرديده كه انسانهاي
شاكر زندگي آرام و موفقي دارند چرا كه انسان جذب كننده بيشترين و شايعترين افكار
خويش ميباشد و اگر به زيباييها و نعمتهاي اطرافش بينديشد، نعمتهاي بيشتري را
جذب خود مينمايد؛ پس با شكرگزاري به درگاه خداي مهربان و تفكر درباره داشتههاي
خود، موجي از نعمتها و بركات را به زندگي خود هديه نماييم.
5 - از مشكلات
استقبال كنيم
مشكلات، سازههاي يك زندگي موفق هستند به شرطي كه نحوه رويكرد ما به آن نگرش حل
مسئله باشد و در مقابل مسائل و مشكلاتي كه در زندگي ما پيش ميآيد همواره اين سؤال
را مطرح نماييم كه «اين رويداد براي ما چه پيام مثبتي داشته است؟» با چنين نگرشي،
زندگي با مسائل و مشكلاتش معناي زيبايي پيدا ميكند و در واقع موفقيت و پيروزي ما
در صحنه زندگي، حل مشكلات اطرافمان ميگردد. بعضي از انسانها در هر فرصتي به
دنبال مشكل ميگردند، ولي انسانهاي موفق در هر مشكلي به دنبال فرصت ميگردند و به
قول ديل كارنگي اگر تقدير زندگي در مسير آنها يك ليموترش هم قرارداد از آن شيرينترين
شربت زندگي را تهيه ميكنند و با عشق مينوشند. يادمان باشد كه مشكلات دامنه ذهن
ما را وسعت ميبخشد و تواناييهاي ما را براي رسيدن به پيروزيهاي بزرگتر افزايش
ميدهد.
6 - ديگران را
شاد كنيم
شادي و نشاط لازمه يك زندگي موفق و پويا است و اگر انساني داراي روحيه مثبت نباشد
نميتواند در مواجهه با مسائل مختلف زندگي با تدبير و اقتدار عمل كند. يكي از راههاي
كسب روحيه مثبت، ايجاد نشاط و شادي در ديگران است. زمانيكه ما مشكل فردي را حل
كنيم در واقع آرامش و نشاط را به خود هديه ميدهيم و لذت خدمت به ديگران بيشترين
نشاط را در ما ايجاد خواهد كرد. آنچه در روايات ديني ما نيز آمده است مؤيد آن است
كه ما بايستي همواره با چهرهاي گشاده و خندان در جامعه حاضر شويم و با شاد كردن
دل ديگران، زيبايي و مهرباني را در زندگي خويش جاري نماييم.
7 - كسب دانش
و تكنيكهاي مهارتهاي زندگي
زماني زندگي زيباست كه زيبا زندگي كردن را آموخته و به آنها عمل كرده باشيم. دانش
و مهارتهاي زندگي از جمله ابزارهاي اساسي براي خلق يك زندگي موفق و زيبا ميباشند.
تا زماني كه ما ندانيم كه با خود و اطرافيانمان چگونه رفتار كنيم، چطور انتظار
داريم زندگي زيبايي داشته باشيم. ما ميتوانيم با مطالعه كتابهاي خوب و شركت در
كلاسهاي مؤثر، دانش و مهارت خود را براي خلق يك زندگي آرام و با نشاط افزايش دهيم
و خاطرات بسيار زيبايي را در ذهن خود و اطرافيانمان به يادگار بگذاريم و يادمان
باشد كه: زندگي شهد گلهاست. زنبور زمان ميخوردش. آنچه ميماند، عسل خاطرههاست